چهار سال مقاومت و پيروزي


![]()
ما بعد از عمليات طريق القدس وقتي مي خواستيم عمليات فتح المبين رو شروع کنيم مواجه شديم با اين قضيه که سپاه با تيپ هاي موجودش عمليات طريق القدس اولين عملياتي بود که سپاه به صورت تيپ عمل کرد بعد از عمليات طريق القدس عمليات دزفول خيلي عمليات گستردهاي بود که سپاه از استعداد 4 تيپ، خودش رو به چهارده تيپ رساند و ما در فاصله يک ماه ده تا تيپ درست کرديم در حالي که مسئله اي به عنوان چزابه ام تو اين وسط برامون وجود داشت، مسئله چزابه حداقل يه ماه عمليات رو عقب انداخت ما در چزابه به اندازه عمليات طريق القدس شهيد داديم حدود هزار و خورده اي ما در چزابه شهيد داديم در حالي که نگاه که مي کرديم هيچ چيزي نبود که به چشم بياد عراق يه سري جيش الشرقي ورداشته بود آورده بود صبح يه تيپ رو مي زد به خط بعد از ظهر يه تيپ رو مي زد به خط، توي اين رمل هاي نبعه اگر رفته باشيد و ببرمتون ببينيد اصلا از پايين مي خواستي بري بالا، 2 متر جا چند دقيقه طول مي کشيد، يه قدم ميذاشتي تو هر قدمي که مي ذاشتي تو هر قدمي که 20 سانت بود، 15 سانتشو بر مي گشتي پايين، رمل بود رملي که يه ذره رو هم قرار نمي گرفت، و فشار شديدي که رو بچه ها بود، جنازه سر راه بچه ها افتاده بود جنازه خود بچه ها، و بچه ها حال اينکه اين جنازه رو به اندازه 150 متر وردارن و بيارن عقب ، بذارن تو ماشين بيارن عقب نبود.
استراتژي دفاع متحرک عراق ( اهداف و مقاصد دشمن)
اشاره سقوط فاو ضربه بسيار شديدي بر بيکر ارتش عراق بود. با از دست دادن شبه جزيره فاو ارتش اين کشور متوجه شد که فرو رفتن در لاک دفاعي مي تواند موجب غافلگيري نيروها و تحمل تلفات سنگين شود. به ويژه اينکه ضربه عمليات والفجر 8 تاثير بسيار منفي اي بر روحيه ارتش عراق و کشورهاي حامي بغداد گذاشته بود. عراق به منظور جبران بخشي از شکست خود در فاو، بازسازي روحي و رواني نيروهاي مسلح و افکار عمومي، خارج شدن از انفعال و به دست گرفتن ابتکار عمل، تجزيه بيشتر توان سپاه پاسداران و جلوگيري از انجام عمليات از سوي اين نيرو، استراتژي دفاع متحرک را در دستور کار خود قرار داد. براساس اين استراتژي، نيروهاي عراقي در سراسر جبهه ها، خطوط پدافندي ايران را مورد شناسايي قرار داده و در مناطق آسيب بذير به آنها حمله مي کردند. تا اهداف موردنظر را تأمين نمايند. اين استراتژي با حمله عراق به منطقه عملياتي والفجر 9 در چوارتا در 16 اسفند 1364 شروع و در 27 ارديبهشت 1365 و با اشغال مهران به اوج خود رسيد و با بازپس گيري مهران از سوي ايران کاملا متوقف، و شکست خورد. گزارش ذيل اهداف و مقاصد عراق از اين استراتژي و سير تحولات آن را تشريح مي کند.
عمليات والفجر دو
پس از طي موفقيت رزمندگان اسلام درعمليات والفجر1 كه در جبهه هاي مياني اجرا شد و طي آن ، ضربات سختي به نيروهاي عراقي وارد آمد ، در شمال غرب و درمناطق سخت و صعب العبور كوهستاني در حد فاصل بين ارتفاعات قمطيره و تمرچين كه مأمني براي اشرار و گروهك هاي ضد انقلاب داخلي نيز بود، منطقه عمليات والفجر دو انتخاب گرديد. دراين منطقه عملياتي، پادگان حاج عمران كه از اهميت سوق الجيشي برخوردار است قرار دارد ، اين پادگان از شمال به ارتفاعات چنارستان و كلاشين، از جنوب به ارتفاعات بسيارمرتفع سكران وكدو، از شرق به ارتفاعات تمرچين و شهر مرزي پيرانشهر و از غرب به تنگه دربند و شهر چومان مصطفي (عراق) محدود مي شود.
بدون شك عمليات والفجر 2 يكي از بزرگترين و مهمترين عمليات ها در طول تاريخ جنگ و يك عمليات استثنايي در اين موقعيت از زمان به شمار مي رود وامروز كمتر كسي پيدا مي شود كه بانام سردار تنگه احد شهيد مرتضي جاويدي فرمانده حماسه آفرين گردان فجر لشكر 33 المهدي آشنا نباشد. سردار حماسه آفريني كه با شجاعت و درايت خود محاصره چند روزه گردان فجردر تپه بردزرد و منطقه حاج عمران را به يك پيروزي بزرگ مبدل نمودو با همان استواري و مردانگي كه داشتند 4 روز و 5 شب در محاصره ماندند و هنگامي كه كار به انتها رسيده بود فرمانده كل سپاه پاسداران دستور عقب نشيني گردان محاصره شده را مي دهد وشهيد جاويدي در جواب آقاي محسن رضائي يك پيام تاريخي مي دهد و با شجاعت و مردانگي مي گويد كه " ما مقاومت مي كنيم و اجازه نخواهيم داد كه تاريخ تنگه احد در اسلام 2 بار تكرار شود " واينجا مي مانيم و تا آخرين قطره خونمان دفاع مي كنيم .
در مقدمه کمی از خصوصیات رفتاری برادرم براتون میگم.
برادرم عاشق شهادت بود رسیدن به مقام شهادت بزرگترین آرزوش بود به خاطر همین سعی میکرد طوری رفتار کنه که لایق این مقام بشه. به واجبات توجه خاصی داشت و اینکه نمازش رو به جماعت تو مسجد بخونه .
برادرم نیمه های شب برای رازو نیاز و خواندن نماز شب بیدار میشد وسعی میکرد کسی متوجه این موضوع نشه . از ریا کردن واهمه داشت و بر این باور بود که ریا کردن در عبادات ثواب اونها رو از بین میبره. بسیار شوخ طبع و مهربان بود. اسرار زیادی در امر به معروف و نهی از منکر داشت. احترام به والدین براش جایگاه خاصی داشت. سفارش به صله رحم میکرد. تنها نقطه ضعفش عصبانیتهای نا خواستش بود که گاهی به سراغش میومد. هر وقت که عصبانی میشد بعد از فرو کش کردن عصابانیت ازما طلب حلالیت میکردو میگفت من رو ببخشید دست خودم نیست که عصبانی میشم. گاهی به شوخی بهش میگفتیم اگر خدا عصبانیتت رو بهت ببخشه حتما شهید میشی. نزدیک یک هفته به اعزام مجددش مونده بود که من خوابی دیدم وقتی خوابم رو با مادر شوهرم که زن با ایمانی بود در جمع مطرح کردم خوابم رو اینطور تعبیر کردند که قراره سیدی که بسیار نزدیکه به ما به زودی شهید بشه. همه با نگرانی و بغض به برادرم خیره شدیم وبرادرم با لبخندی از رضایت و شرم سرش رو به زیر انداخت انگار بهش الهام شده بود که اون شخص خودشه. یکی دو روز قبل از رفتنش بود که بهمون گفت رمز شهادت رو پیدا کرده. ازش پرسیدیم آیا میتونی به ما هم بگی؟
گفت البته
اون میگفت تمام شهدا کسانی بودن که لحظه به لحظه از یاد خدا غافل نبودن وخیلی از اونها دائم الذکر بودن
کسی که دائم به یاد خدا باشه و حضور خدا رو هر لحظه در کنارش حس کنه مرتکب غفلت و گناه نمیشه
هر آرزویی که داشته باشه از خودش می خواد و خدا هم اجابت میکنه
اون به آرزوش رسیدچون از رمز شهادت استفاده کرد .
خدا ما رو ببخشه که به خاطر غفلت از کاروان شهدا جا موندیم .
التماس دعا
زندگي نامهي شهيد محمّدتقي گرائيلي
شهيد محمّدتقي گرائيلي فرزند قدرت در سال 1334 در خانوادهي مذهبي در روستاي افرا ديده به جهان گشود. تحصيلات را تا سطح ديپلم به انجام رسانيد و عليرغم مشقّات فراواني كه در تحصيل داشت رتبهي خوبي كسب نمود. بعد از اتمام تحصيلات در صندوق قرضالحسنهي ولي عصر(عج) بابل، مشغول بهكار گرديد.
.................................................
حضور جانبازان جنگی در هر جامعه ای یادآور آن است که جنگ با تجاوز آغاز و
با آتش بس به پایان نمی رسد. هر کدام از جانبازان بستری در بیمارستان روان
پزشکی سعادت آباد و مراکز مشابه خانواده هایی دارند، که بیماری آنها
برایشان مشکلات عدیده ای را فراهم کرده است. این مشکلات می توانند در آینده
فرزندان این افراد نقش جدی ای ایفا کنند و مشکلات فرزندان این افراد می
توان در نحوه ارتباط آنها با سایر افراد جامعه نقش داشته باشد.
به هر حال جانبازی، شهادت و... تنها برای خود فرد نیست، مثل یک شبکه وسیع
در تمام جامعه تأثیر گذار است.پس از گذشت سال ها، از این که چه کسی مقصر
بود که بگذریم، به هر حال آسیب های وحشتناک جنگ وجود دارد. نزدیک 20 سال از
پایان جنگ گذشته، مشکلات اقتصادی جنگ، که به ما تحمیل شد هنوز دامنگیر
جامعه ماست. مشکلات اقتصادی را می توان با آمار و نمودار نشان داد و راه
درمان آن را پیدا کرد. مشکل اقتصادی درد بی درمانی نیست، اگر خلیی هم وجود
داشته باشد مربوط به عدم اجرای صحیح آن می شود. اما با ضایعه دردناک عدم
حضور عادی جانبازان در جامعه چه می توان کرد؟ می شود تصاویر جانبازان
شیمیایی و جسمی و قطع عضو را نشان داد، که چه به روز این افراد آمده است.
شهدا هم رفتند، جای آنها خالی ست. اما جانبازان اعصاب و روان جنگ از مظلوم ترین طیف های این جامعه به شمار می روند. از آنجا که آسیب دیدگی آنها مثل جانبازان شیمیایی و قطع عضو برای عامه مردم به صورت امری خاص تلقی نمی شود، معمولاً مثل سایر جانبازان موردتوجه قرار نمی گیرند. بهبود جانباز جسمی، با درمان و عمل جراحی اگر قرار به درمان قطعی باشد حاصل می شود. اما بیماری روانی نوعاً دارای درمان قطعی نیست. کسی که به PTSD یا موج گرفتگی دچار شده، یا بیمار اسکیزوفرن را نمی توان پس از یک دوره درمانی مشخص سالم دانست، از طرفی نمی توان آنها را به عنوان بیمار هم شناخت. بنابراین آنها در مرزی به سر می برند که از طرفی بیمار و از طرف دیگر سلامت هستند.
مقام معظم رهبری جزو
اولین اشخاصی بودند که حتی در اوضاع نابسامان جنگ عازم جبهه شدند تا با
حضور خود بر اعتماد به نفس و طمانینه رزمندگان بیفزایند که حقیقتا حضور
ایشان شور و اشتیاق دفاع و جهاد و شهادت را بین بچهها دوچندان کرده بود. مقام معظم رهبری، ماجرای اجازه امام(ره) به ایشان برای حضور در جبهه را
این چنین نقل کردند که: «با دغدغه کامل خدمت امام(ره) رفتم...، همیشه
امام(ره) به ما میگفتند که خودتان را حفظ کنید و از خودتان مراقبت
نمایید... من به امام گفتم خواهش میکنم اجازه بدهید من به اهواز یا دزفول
بروم. شاید کاری بتوانم بکنم. بلافاصله گفتند که شما بروید... من به قدری
خوشحال شدم که گویی بال درآوردم. شهید چمران هم آنجا نشسته بود که گفت: پس
به من هم اجازه بدهید تا به جبهه بروم. ایشان گفتند شما هم بروید... عصر
همان روز به همراه شهید چمران با هواپیما به اهواز رفتیم.»
من بچه شاه عبدالعظیم هستم و درخانهای به دنیا آمده و بزرگ شدهام که درهر سوراخش که سر میکردی به یک خانواده دیگر نیز برمیخوردی.اینجانب - اکنون چهل و شش سال تمام دارم. درست سی و چهار سال پیش یعنی،
درسال 1336 شمسی مطابق با 1956 میلادی در کلاس ششم ابتدائی نظام قدیم مشغول
درس خواندن بودم. در آن سال انگلیس و فرانسه به کمک اسرائیل شتافته و به
مصر حمله کردند و بنده هم به عنوان یک پسر بچه 12-13 ساله تحت تأثیر
تبلیغات آن روز کشورهای عربی یک روزی روی تخته سیاه نوشتم: خلیج عقبه از آن
ملت عرب است. وقتی زنگ کلاس را زدند و همه ما بچهها سر جایمان نشستیم
اتفاقاً آقای مدیرمان آمد تا سری هم به کلاس ما بزند. وقتی این جمله را روی
تخته سیاه دید پرسید:« این را که نوشته؟» صدا از کسی درنیامد من هم ساکت ،
اما با حالتی پریشان سر جایم نشسته بودم. ناگهان یکی از بچهها بلند شد و گفت:« آقا اجازه؟ آقا، بگیم؟ این جمله را
فلانی نوشته و اسم مرا به آقای مدیر گفت. آقای مدیر هم کلی سر و صدا کرد و
خلاصه اینکه: «چرا وارد معقولات شدی؟» و در آخر گفت:« بیا دم در دفتر تا
پروندهات را بزنم زیر بغلت و بفرستمت خانه.» البته وساطت یکی از معلمین،
کار را درست کرد و من فهمیدم که نباید وارد معقولات شد.
حقوق جنگ مسئله حمایت از اسیران را به عهده نهادی به نام « قدرت حامی »
واگذار كرده است كه یكی از اركان آن به عنوان قدرت حامی شناخته شده،
نماینده معتمد اسیران میباشد. نماینده معتمد اسیری است كه بنابر اطمینان و
اعتمادی كه سایر اسیران نسبت به وی دارند، او را با رأی مستقیم به عنوان
نماینده خود انتخاب مینمایند و به مقامات كشور اسیر كننده، كشور حامی و
كمیته بین المللی صلیب سرخ معرفی مینمایند. این انتخاب باید مورد تأیید
كشور اسیر كننده، قرار گیرد. نماینده معتمد معمولاً قدیمیترین و ارشد
افسران اسیر جنگی اردوگاههاست. این وظیفه از طرف اسرای جنگی ایران به حجت
الاسلام حاج آقا ابوترابی نماینده حضرت امام (ره) قرار گرفت.حجت الاسلام و المسلمین سید علی اكبر ابوترابی در سال 1328 هجری شمسی در
شهر مقدس قم متولد گردید. پدر بزرگوارشان آیت الله سید عباس ابوترابی فرزند
آیت الله سید ابو تراب میباشد.
روز پنجشنبه، 6/5/1367 عملیات مرصاد با رمز یا علی بن ابیطالب(ع) آغاز شد. در این عملیات، 3 گردان از تیپ نبی اکرم(ص)، تیپ مسلم و 1 گردان از ایلام از پشت به اسلام آباد حمله کردند. منافقین تصور می کردند همانند روزهای قبل، نیروهای عراقی همچنان در این مناطق حضور دارند؛ حال آن که عراقی ها عقب نشینی کرده و منطقه در دست نیروهای ایرانی بود. به همین دلیل، نیروهای خودی توانستند به راحتی از این محور وارد اسلام آباد شوند.

در تاریخ 27/4/67 جمهوری اسلامی ایران با اعلام پذیرش قطع نامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد، عراق را منفعل نمود سران رژیم عراق با این تحلیل كه آنچه در طول جنگ به دست نیاوردهاند بتوانند بر سر میز مذاكره به چنگ آورند از تاریخ 13/4/67 تهاجم گستردهای را به استعداد 13 لشكر در شمال خرمشهر و جنوب اهواز سازمان دادند در این تهاجم نیروهای عراقی به بخشی از جاده خرمشهر ـ اهواز رسیدند و خرمشهر به شدت تهدید شد اما رزمندگان اسلام طی یك درگیری شدید نیروهای متجاوز را تا مرز عقب راندند.
به پاس گرامی داشت یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس و جهت احیا فرهنگ روزهای
جنگ و به پیشنهاد مقام معظم رهبری در دیداری كه سپاه پاسداران انقلاب
اسلامی با ایشان داشتند اولین ستاد كنگره سرداران و شهدای استان قم برگزار
گردید و سپس استانهای آذربایجان ـ تهران ـ اصفهان ـ كرمان و خوزستان در
سالهای بعد نسبت به برگزاری و معرفی شهدا و ارزشهای دوران دفاع مقدس در
قالب چاپ نشریه، كتاب و تهیه فیلم و برنامههای تلویزیونی، سیدیهای
رایانهای ـ احداث یادمانهای دفاع مقدس برگزاری متنوع یادوارههای شهدای
شهرستانها ـ ادارات ـ مساجد و محلات و ... پرداختند.این ستادها با بهره گیری از هنرمندان و رزمندگان نسبت به خلق آثار هنری و
فرهنگی و معرفی نمونههای ایثار، شجاعت و اخلاق برای نسل جوان پرداختند و
تلاش نمودند تا سیره سرداران را در قالب انواع ادبی و هنری برای نسلهای
بعدی حفظ نمایند سازمان این ستادها كه متشكل از مشاركت انسانی و مالی و
پشتیبانی امكاناتی كلیه ارگانها ـ ادارات و ... میباشد تحت هدایت و رهبری
سپاههای كشوری و لشگرهای عمل كننده در جنگ اقدام به برگزاری كنگره
مینمودند به عبارت دیگر بازوی اجرائی این كنگرهها سپاه پاسداران انقلاب
اسلامی بوسده و هر ساله بعضی از استانها اقدام به برگزاری اجلاسیههای با
شكوهی مینمایند.معرفی چگونگی شروع جنگ، نمایش حضور مردمی و معرفی توان معنوی مردم و
رزمندگان اسلام در سالهای دفاع مقدس معرفی عملیات رزمندگان از دیگر كارهای
این یادوارهها باشد.
برگرفته از سایت لیلًٌٍَُِّة القدر
عملیات والفجر ۸ در ششمین سال جنگ تحمیلی و در روز ۲۰ بهمن سال ۱۳۶۴ در مرز جنوبی استان خوزستان و در جنوب جزیره آبادان، در منطقه فاو، در آن سوی رودخانه اروند رود، محدود به منطقه رأس البیشه و خورعبدالله صورت گرفت.
این عملیات در منطقه بسیار حساسی انجام شد، زیرا از یك طرف در مرز اروند رود قرار داشت كه رژیم بعثی عراق به بهانه تسلط بر آن، جنگ با ایران را آغاز كرده بود و از طرفی در تنها مسیر ارتباطی كشور عراق با دریای خلیج فارس قرار داشت و ارتباط بندر ام القصر را از طریق خورعبدالله با خلیج فارس برقرار می كرد. از سوی دیگر تنها اسكله های نفتی عراق به نام های البكر و الامیه در محدوده این منطقه قرار دارند. زمین منطقه عملیات نیز یكی از زمین های پیچیده جنگی و عملیاتی، در آن زمان بود، به طوری كه شامل انواع عوارض زمین از جمله رودخانه، نهر، نخلستان، باتلاق، چولان، جاده، روستا، شهر، ساحل، نمك زار، دشت، اسكله و بندر می شد. برای طراحی عملیات در این منطقه، علاوه بر آن كه باید توانایی های دشمن را در نظر گرفت باید جنگ با عوارض طبیعی زمین را نیز مورد توجه قرار داد؛ عوارضی مانند رودخانه، نهر، نخلستان، باتلاق و ... .